1
00:00:08,360 --> 00:00:14,990
‫- چشمانِ سوگوار -

2
00:01:31,740 --> 00:01:35,990
‫قسمت ۱۵

3
00:01:43,200 --> 00:01:44,140
‫سد دفاعی...

4
00:01:45,070 --> 00:01:47,710
‫به نظر میاد دیگه زیاد دووم نمیاره.

5
00:01:49,440 --> 00:01:50,620
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم...

6
00:01:51,690 --> 00:01:54,600
‫که قراره آخرش کنار کنستانتین بمیرم.

7
00:02:06,960 --> 00:02:08,520
‫رئیس کالج؟

8
00:02:08,520 --> 00:02:10,860
‫مینگ‌فی، خسته نباشی.

9
00:02:10,860 --> 00:02:13,320
‫هفت گناه کبیره رو بردار،
‫باید از اینجا بریم.

10
00:02:17,750 --> 00:02:19,840
‫بالاخره صحیح و سالم به کالج برگشتم.

11
00:02:19,840 --> 00:02:23,820
‫در مورد واحدهای درسی که بهت قول داده بودم،
‫به کمیته امور تحصیلی اطلاع دادم.

12
00:02:23,820 --> 00:02:25,150
‫ممنون، رئیس!

13
00:02:27,250 --> 00:02:28,590
‫گوشیت...

14
00:02:28,590 --> 00:02:30,160
‫برو برگرد و یه استراحتی بکن.

15
00:02:30,160 --> 00:02:32,130
‫باشه. خداحافظ، رئیس.

16
00:02:36,810 --> 00:02:38,100
‫چه اتفاقی افتاده؟

17
00:02:38,100 --> 00:02:40,860
‫چو زیهانگ همین الان توسط تیم تحقیقاتی برده شد.

18
00:02:40,860 --> 00:02:43,030
‫دارن یه جلسه استماع فوری تشکیل میدن.

19
00:02:43,030 --> 00:02:44,560
‫احتمالاً مربوط به توئه.

20
00:02:45,310 --> 00:02:46,640
‫من دخالت نمی‌کنم.

21
00:02:46,640 --> 00:02:48,410
‫خودت جلسه رو مدیریت کن.

22
00:02:48,410 --> 00:02:49,440
‫مشکلی نیست.

23
00:02:50,480 --> 00:02:51,900
‫همین الان یه آمپول بهت می‌زنم.

24
00:02:51,900 --> 00:02:54,250
‫برو اون طرف رو چک کن.
‫باید مجروح‌های بیشتری اونجا باشن.

25
00:02:54,250 --> 00:02:55,360
‫الان میرم.

26
00:02:55,870 --> 00:02:57,270
‫چه خبره؟

27
00:02:55,870 --> 00:02:57,820
‫دستت شکسته. تکون نخور.

28
00:02:57,820 --> 00:02:59,410
‫برات جا میندازمش.

29
00:02:57,820 --> 00:03:00,240
‫به کالج حمله شده؟

30
00:03:06,600 --> 00:03:08,390
‫نمی‌دونم فینگر چیکار می‌کنه.

31
00:03:08,390 --> 00:03:09,360
‫هی، فینگر...

32
00:03:09,360 --> 00:03:11,860
‫کدوم گوری هستی؟
‫تلفن‌هام رو جواب نمی‌دی.

33
00:03:11,860 --> 00:03:12,230
‫من...

34
00:03:12,230 --> 00:03:13,640
‫سریع بیا تالار والهالا.

35
00:03:13,640 --> 00:03:17,230
‫جلسه استماع چو زیهانگ جلوی هیئت مدیره
‫داره شروع میشه.

36
00:03:17,230 --> 00:03:19,180
‫جلسه دادگاهِ داداش؟

37
00:03:19,180 --> 00:03:20,470
‫الان میام!

38
00:03:39,440 --> 00:03:42,200
‫نماینده‌های دانشجوها الان می‌تونن وارد بشن.

39
00:04:05,440 --> 00:04:09,010
‫شورای دانشجوها و انجمن شیردل
‫هنوز سایه هم رو با تیر می‌زنن.

40
00:04:13,320 --> 00:04:16,360
‫انجمن شیردل و شورای دانشجوها
‫در دو سمت مخالف نشستن.

41
00:04:16,360 --> 00:04:18,800
‫با اینکه من عضو شورای دانشجوها هستم،

42
00:04:18,800 --> 00:04:20,710
‫ولی هنوز طرفِ داداشم.

43
00:04:20,710 --> 00:04:21,990
‫لو مینگ‌فی!

44
00:04:22,320 --> 00:04:23,530
‫اینجا، اینجا!

45
00:04:23,530 --> 00:04:24,740
‫اوه، اومدم!

46
00:04:27,120 --> 00:04:30,220
‫واسه داداش گل لیلیوم آوردی؟

47
00:04:30,220 --> 00:04:30,830
‫آره.

48
00:05:07,630 --> 00:05:08,530
‫هی.

49
00:05:10,160 --> 00:05:12,070
‫برو اونور. بذار من اونجا بشینم.

50
00:05:12,070 --> 00:05:13,110
‫حتماً.

51
00:05:13,830 --> 00:05:17,370
‫چه خبره؟ مگه این دوست‌دختر سزار،
‫رئیس شورای دانشجوها نیست؟

52
00:05:18,860 --> 00:05:20,640
‫نکنه می‌خواد عضو انجمن شیردل بشه؟

53
00:05:20,640 --> 00:05:22,930
‫لباس درست و حسابی هم نپوشیده.

54
00:05:22,930 --> 00:05:24,910
‫نکنه با سزار دعواش شده؟

55
00:05:24,910 --> 00:05:26,310
‫تو چرا اینجایی؟

56
00:05:26,310 --> 00:05:27,510
‫نباید باشم؟

57
00:05:27,510 --> 00:05:29,170
‫صندلی‌ها تعیین شده‌ست.

58
00:05:29,170 --> 00:05:30,560
‫سزار اون طرفه.

59
00:05:30,560 --> 00:05:31,650
‫می‌دونم.

60
00:05:31,650 --> 00:05:34,310
‫نمیشه از رنگ قرمز خوشم بیاد؟
‫مگه تو هم اینجا ننشستی؟

61
00:05:34,310 --> 00:05:36,020
‫ساکت!

62
00:05:36,330 --> 00:05:40,270
‫من بدینوسیله این جلسه استماع رو
‫رسماً آغاز می‌کنم.

63
00:05:40,700 --> 00:05:45,510
‫به دلیل اختلافات موجود بین تیم تحقیقاتی
‫هیئت مدیره مدرسه

64
00:05:45,510 --> 00:05:50,240
‫و مدیریت کالج در خصوص وضعیتِ خونیِ
‫دانشجوی رتبه A، چو زیهانگ،

65
00:05:50,240 --> 00:05:53,600
‫ما چاره‌ای نداریم جز اینکه این جلسه رو برگزار کنیم

66
00:05:53,600 --> 00:05:56,710
‫تا فضایی برای بحثِ آزاد فراهم بشه.

67
00:05:56,710 --> 00:06:00,210
‫هدفِ این جلسه اینه که تصمیم بگیریم آیا

68
00:06:00,210 --> 00:06:04,190
‫مدرسه در ارزیابی خودش دچار خطای فاحشی شده

69
00:06:04,190 --> 00:06:07,440
‫و اجازه ورودِ یک اصل و نسبِ خطرناک رو
‫به کالج داده یا خیر.

70
00:06:07,440 --> 00:06:10,300
‫آقای اندرو، می‌تونید شروع کنید.

71
00:06:10,640 --> 00:06:13,180
‫بابت توضیحات اولیه‌تون ممنونم، آقای بلیر.

72
00:06:13,180 --> 00:06:16,810
‫من الان از برخی از افراد درگیر
‫سوالاتی می‌پرسم.

73
00:06:18,940 --> 00:06:21,340
‫هان؟ داره به من نگاه می‌کنه؟

74
00:06:21,340 --> 00:06:24,230
‫امکان نداره. کسی بهم نگفت قراره
‫به عنوان شاهد احضار بشم.

75
00:06:24,560 --> 00:06:27,280
‫آقای لو مینگ‌فی، برداشت من اینه که

76
00:06:27,280 --> 00:06:31,990
‫شما اخیراً مأموریتی رو به همراه چو زیهانگ
‫در «شین‌گو» انجام دادید، درسته؟

77
00:06:32,330 --> 00:06:33,990
‫آم، بله.

78
00:06:34,360 --> 00:06:36,960
‫پس باید چو زیهانگ رو خیلی خوب بشناسید.

79
00:06:36,960 --> 00:06:40,000
‫نظرتون راجع بهش چیه؟

80
00:06:40,000 --> 00:06:42,330
‫اوم، اون...

81
00:06:42,330 --> 00:06:43,740
‫صادق باش.

82
00:06:44,360 --> 00:06:45,840
‫نگران نباش.

83
00:06:45,840 --> 00:06:48,730
‫حتماً. داداش...

84
00:06:49,380 --> 00:06:50,800
‫خیلی خفنه!

85
00:06:54,610 --> 00:06:58,700
‫کمی قبل من گزارش مأموریتی رو به جلسه ارائه دادم
‫که شما امضا و تاییدش کردید.

86
00:06:58,700 --> 00:07:00,480
‫طبق گزارش شما،

87
00:07:00,480 --> 00:07:03,650
‫مأموریت به آرامی پیش رفت و موفقیت‌آمیز بود.

88
00:07:03,650 --> 00:07:05,110
‫آیا این حقیقت داره؟

89
00:07:05,110 --> 00:07:09,570
‫آها، فهمیدم. می‌خوای مچمو بگیری؟

90
00:07:09,570 --> 00:07:11,990
‫هه. تماشا کن چطور حالتو می‌گیرم.

91
00:07:11,990 --> 00:07:15,400
‫لو مینگ‌فی، قبل از جواب دادن فکر کن.

92
00:07:15,400 --> 00:07:18,330
‫باید از عواقب شهادت دروغ آگاه باشی.

93
00:07:18,680 --> 00:07:22,110
‫شهادت دروغ؟ ابداً! مأموریت خیلی روون پیش رفت.

94
00:07:22,110 --> 00:07:25,030
‫مگه چیزی که هیئت مدیره می‌خواست رو نیاوردیم؟

95
00:07:25,030 --> 00:07:26,340
‫مگه مشکلی داره؟

96
00:07:27,680 --> 00:07:30,150
‫مگه نگفتن این پسره ترسوئه؟ این چه...

97
00:07:31,130 --> 00:07:32,720
‫خیلی روون؟

98
00:07:32,720 --> 00:07:35,610
‫در واقعیت، اون مأموریت کاملاً
‫توسط چو زیهانگ رهبری شد.

99
00:07:35,610 --> 00:07:37,250
‫تو اصلاً هیچ کاره بودی.

100
00:07:37,250 --> 00:07:39,130
‫اون گزارش رو هم خود چو زیهانگ نوشته.

101
00:07:39,130 --> 00:07:40,600
‫تو فقط پاش رو امضا کردی!

102
00:07:40,600 --> 00:07:42,440
‫اون یه گرگِ تنهاست.

103
00:07:42,440 --> 00:07:43,600
‫با هیچ‌کس کار نمی‌کنه!

104
00:07:43,600 --> 00:07:45,670
‫هی، نمیشه من دستور داده باشم؟

105
00:07:45,670 --> 00:07:48,650
‫نمیشه من نقشه رو کشیده باشم
‫و کارها رو به معاونم سپرده باشم؟

106
00:07:48,650 --> 00:07:51,280
‫هیچ قانونی نمیگه که شخصِ متخصص
‫باید خودش شخصاً مأموریت رو انجام بده.

107
00:07:51,280 --> 00:07:53,490
‫اگه کار انجام شده،
‫دیگه چیکار داری من چطوری انجامش دادم؟

108
00:07:55,040 --> 00:07:56,300
‫همه شنیدید؟

109
00:07:56,300 --> 00:07:59,190
‫این متخصصِ جوان ۱۹ سالشه،

110
00:07:59,190 --> 00:08:02,320
‫هیچ تجربه‌ای در میدان نداره،
‫و حتی دو تا دوره تخصصی رو هم رد شده.

111
00:08:02,320 --> 00:08:05,000
‫با این حال ادعا می‌کنه که می‌تونه از راه دور
‫چو زیهانگ رو هدایت کنه

112
00:08:05,000 --> 00:08:06,930
‫تا یه مأموریت رتبه SS رو تکمیل کنه.

113
00:08:06,930 --> 00:08:10,680
‫خنده‌دارترین بخشش اینه که دفتر اجرایی

114
00:08:10,680 --> 00:08:12,850
‫این گزارش رو بدونِ فکر قبول کرده

115
00:08:12,850 --> 00:08:14,470
‫و فوراً بایگانی کرده.

116
00:08:14,470 --> 00:08:16,340
‫یه لاپوشونی و توطئه آشکار!

117
00:08:16,340 --> 00:08:19,810
‫و این کالجی هست که زیر نظر رئیس آنجو اداره میشه!

118
00:08:19,810 --> 00:08:22,310
‫ولی من رتبه S هستم. S-rank، می‌فهمی؟

119
00:08:23,280 --> 00:08:24,730
‫من یه نابغه‌م.

120
00:08:24,730 --> 00:08:26,950
‫من متخصص مسئول اون مأموریت بودم.

121
00:08:26,950 --> 00:08:29,450
‫رتبه من از چو زیهانگ بالاتره،
‫چرا نباید به حرفم گوش بده؟

122
00:08:29,450 --> 00:08:32,320
‫با اون مغزِ معمولیت یه نابغه رو تحلیل نکن!

123
00:08:32,320 --> 00:08:35,660
‫اگه کسی باید مسئولیت قبول کنه، من می‌کنم.
‫من امضاش کردم، پس پای منه.

124
00:08:35,660 --> 00:08:38,200
‫چرا گیر دادی به اون پادوی بدبخت، چو زیهانگ؟

125
00:08:38,200 --> 00:08:40,580
‫تو... کی می‌تونه ادعاهای تو رو تایید کنه؟

126
00:08:40,920 --> 00:08:42,080
‫من می‌تونم.

127
00:08:42,080 --> 00:08:43,390
‫من قبلاً باهاش کار کردم.

128
00:08:43,390 --> 00:08:44,920
‫لو مینگ‌فی دقیقاً همین‌طوریه.

129
00:08:44,920 --> 00:08:47,630
‫رتبه S، اصل و نسب خونی برجسته، خیلی توانا.

130
00:08:47,630 --> 00:08:50,170
‫دستور میده، رئیس‌بازی درمیاره،
‫و ما هم اجرا می‌کنیم.

131
00:08:50,170 --> 00:08:52,630
‫خیلی زورگوئه و حرف، حرفِ اونه.

132
00:08:58,720 --> 00:09:01,800
‫همینه! لو مینگ‌فی خیلی زورگوئه!

133
00:09:02,580 --> 00:09:03,900
‫آره! گل گفتی!

134
00:09:04,320 --> 00:09:06,850
‫نونو! لو مینگ‌فی!

135
00:09:09,570 --> 00:09:12,610
‫بسیار خب! خودتون مجبورم کردید!

136
00:09:12,610 --> 00:09:14,730
‫پارسی! بیارش.

137
00:09:15,350 --> 00:09:20,700
‫حالا می‌خوام مدرکی رو به هیئت منصفه نشون بدم
‫که مطلقاً قابل انکار نیست!

138
00:09:24,500 --> 00:09:26,500
‫نمونه خونِ چو زیهانگ!

139
00:09:26,500 --> 00:09:27,920
‫چی؟

140
00:09:27,920 --> 00:09:29,170
‫گندش بزنن.

141
00:09:30,960 --> 00:09:34,100
‫من با استفاده از این لوله خلأ
‫مستقیماً از چو زیهانگ خون گرفتم،

142
00:09:34,100 --> 00:09:36,510
‫و بلافاصله با پلمپِ ضد دستکاری مهر و مومش کردم.

143
00:09:37,100 --> 00:09:38,760
‫چو زیهانگ، درسته؟

144
00:09:38,760 --> 00:09:39,720
‫بله.

145
00:09:39,960 --> 00:09:42,030
‫خب، این نمونه خونِ B هست،

146
00:09:42,030 --> 00:09:45,060
‫خونِ خالص انسانی که من از بانک خون گرفتم.

147
00:09:45,060 --> 00:09:47,120
‫منشأش کاملاً قابل ردیابیه.

148
00:09:47,120 --> 00:09:50,780
‫حالا ما بخشی از هر نمونه رو با هم مخلوط می‌کنیم.

149
00:09:56,280 --> 00:09:59,050
‫یـ-یه انفجار! خونِ چو زیهانگ...

150
00:10:02,600 --> 00:10:04,320
‫عمراً فکرش رو می‌کردم...

151
00:10:04,320 --> 00:10:07,250
‫چو زیهانگ درست بیخ گوشمون بود.
‫اگه یهو...

152
00:10:07,250 --> 00:10:09,840
‫چطور نمونه خون چو زیهانگ لو رفته؟

153
00:10:09,840 --> 00:10:10,840
‫نمی‌دونم.

154
00:10:11,200 --> 00:10:13,350
‫این آزمایش قابل جعل کردن نیست.

155
00:10:13,350 --> 00:10:16,550
‫این خون از طریق تکنیک «خشم خون» پالایش شده،

156
00:10:16,550 --> 00:10:18,180
‫پس به شدت ناپایداره.

157
00:10:18,180 --> 00:10:21,610
‫خونی خطرناک توی تمام بدنِ چو زیهانگ در جریانه.

158
00:10:21,610 --> 00:10:25,600
‫اون ممکنه هر لحظه به یه «بنده مرگ» تبدیل بشه.

159
00:10:27,100 --> 00:10:30,140
‫همون‌طور که همه می‌بینن، این حقیقته.

160
00:10:30,140 --> 00:10:33,810
‫با وجود این، آنجو از همچین دانشجوی خطرناکی
‫محافظت کرده.

161
00:10:34,400 --> 00:10:36,780
‫کی می‌تونه ثابت کنه که این خون
‫مال چو زیهانگه؟

162
00:10:36,780 --> 00:10:39,360
‫هیچ کس خون گرفتن ازش رو ندیده، نه؟

163
00:10:39,360 --> 00:10:41,990
‫شاید تو چیزی توش ریختی.

164
00:10:41,990 --> 00:10:44,700
‫اگه راسته، چرا همون‌جا ازش خون نگرفتی؟

165
00:10:45,050 --> 00:10:48,480
‫آ... خب چون... اون تزریقِ خون انجام داده.

166
00:10:48,480 --> 00:10:51,600
‫بدن انسان یه ماه زمان می‌خواد
‫تا تمام سلول‌های خونی رو بازسازی کنه.

167
00:10:51,600 --> 00:10:53,570
‫با رفتار کردن باهاش مثل یه بیمار بدحال

168
00:10:53,570 --> 00:10:55,130
‫و تخلیه کامل خونِ بدنش،

169
00:10:55,130 --> 00:10:56,590
‫می‌تونید از شر مدارک خلاص شید!

170
00:10:56,590 --> 00:10:58,700
‫تزریق خون؟

171
00:10:59,150 --> 00:11:01,470
‫اگه تمامِ خونِ بدنش این‌شکلیه،

172
00:11:01,470 --> 00:11:05,310
‫نباید موقع تماس با خون معمولی در حین عمل
‫منفجر می‌شد؟

173
00:11:05,310 --> 00:11:07,350
‫پس چطور الان اینجا نشسته؟

174
00:11:07,690 --> 00:11:09,520
‫آم... اون... اون...

175
00:11:10,300 --> 00:11:12,400
‫آره، آره! قضیه‌ش چیه؟

176
00:11:12,400 --> 00:11:13,730
‫شاید... مدرک...

177
00:11:13,730 --> 00:11:15,490
‫نمی‌تونی جواب بدی؟

178
00:11:15,490 --> 00:11:17,320
‫پس مدرکت باطله!

179
00:11:17,320 --> 00:11:19,200
‫درسته! باطله!

180
00:11:19,200 --> 00:11:21,150
‫مدرکِ جعلی! جعلیه!

181
00:11:22,020 --> 00:11:23,610
‫حق با شیا میه!

182
00:11:22,020 --> 00:11:25,000
‫من مطمئن نیستم کی براش انتقال خون انجام داده،

183
00:11:25,000 --> 00:11:26,580
‫اما نگران نباشید!

184
00:11:26,580 --> 00:11:29,540
‫علاوه بر نمونه خون، ما مدرک جدیدی داریم!

185
00:11:29,860 --> 00:11:31,000
‫یه شاهد!

186
00:11:33,210 --> 00:11:34,330
‫سزار؟

187
00:11:35,750 --> 00:11:38,190
‫شورای دانشجوها دشمن قسم‌خورده انجمن شیردله.

188
00:11:38,190 --> 00:11:40,880
‫سزار احتمالاً زیرآب چو زیهانگ رو می‌زنه.

189
00:11:40,880 --> 00:11:43,650
‫با اینکه ما نمی‌تونیم روی سزار اثر بذاریم
‫یا بهش رشوه بدیم،

190
00:11:43,650 --> 00:11:47,180
‫بعید می‌دونم خانواده گتوسو هم بتونن.

191
00:11:47,180 --> 00:11:50,280
‫آقای سزار گتوسو،
‫رئیس شورای دانشجوها،

192
00:11:50,280 --> 00:11:51,560
‫نظر شما در این مورد چیه؟

193
00:11:52,240 --> 00:11:54,940
‫آیا چو زیهانگ واقعاً همون آدمِ منضبط
‫و قانون‌مداریه

194
00:11:54,940 --> 00:11:57,960
‫که مدرسه سعی داره نشون بده؟

195
00:11:57,960 --> 00:11:59,650
‫یا می‌تونید ثابت کنید

196
00:11:59,650 --> 00:12:04,070
‫که اون در واقع یه اژدهای بالقوه‌ست؟

197
00:12:10,830 --> 00:12:12,800
‫بعد از پاکسازی انجمن شیردل،

198
00:12:12,800 --> 00:12:16,100
‫شورای دانشجوها تبدیل به
‫بزرگترین سازمانِ کالج میشه.

199
00:12:16,100 --> 00:12:19,760
‫با وجود خونِ گتوسو در رگ‌هات، در آینده،

200
00:12:19,760 --> 00:12:22,150
‫تو رهبر حزبِ مخفی خواهی بود.

201
00:12:22,150 --> 00:12:26,850
‫سزار، مطمئنم که تو انتخاب درست رو انجام میدی.

202
00:12:26,850 --> 00:12:28,510
‫خانم‌ها و آقایان،

203
00:12:28,510 --> 00:12:30,400
‫بازرسان محترم،

204
00:12:30,400 --> 00:12:32,430
‫و اعضای ارجمند هیئت منصفه...

205
00:12:32,430 --> 00:12:36,000
‫قبل از هر چیز، به نام خاندان «گتوسو» سوگند می‌خورم

206
00:12:36,000 --> 00:12:38,140
‫که هر چیزی اینجا میگم عینِ حقیقته.

207
00:12:38,960 --> 00:12:40,560
‫در مورد چو زیهانگ...

208
00:12:41,030 --> 00:12:44,570
‫اون... یه دانشجوی نمونه در مدرسه ماست.

209
00:12:44,570 --> 00:12:45,490
‫هان؟

210
00:12:45,850 --> 00:12:47,980
‫اون یه هم‌کلاسی خوب برای همه ماست.

211
00:12:47,980 --> 00:12:50,490
‫همه ما عمیقاً جذب کاریزمای اون شدیم.

212
00:12:50,820 --> 00:12:53,830
‫اون باوقار، متین و دانشمنده،

213
00:12:53,830 --> 00:12:56,000
‫تجسمِ تمامِ فضایل اخلاقی.

214
00:12:56,000 --> 00:12:58,200
‫نه تنها هرگز خشن نبوده،

215
00:12:58,200 --> 00:12:59,380
‫بلکه همیشه دست‌گیرِ بقیه‌ست.

216
00:13:00,000 --> 00:13:03,760
‫حتی وقتی با دشمن روبه‌رو میشه،
‫همیشه خویشتن‌داری می‌کنه.

217
00:13:03,760 --> 00:13:08,560
‫حتی من که رقیبشم، می‌تونم گرما
‫و انرژی مثبت رو ازش حس کنم.

218
00:13:08,560 --> 00:13:10,700
‫ما دوستان مشترک زیادی داریم.

219
00:13:10,700 --> 00:13:12,010
‫همون‌طور که می‌بینید،

220
00:13:12,340 --> 00:13:15,250
‫دوست‌دخترِ من لباس زرشکیِ انجمن شیردل رو پوشیده

221
00:13:15,250 --> 00:13:16,690
‫و اون سمت نشسته.

222
00:13:16,690 --> 00:13:19,550
‫این موضعِ شورای دانشجوها هم هست.

223
00:13:21,700 --> 00:13:23,640
‫در طولِ چند سال گذشته،

224
00:13:23,640 --> 00:13:26,740
‫چو زیهانگ کمک‌های بزرگی به کالج کرده.

225
00:13:26,740 --> 00:13:28,290
‫قضیه چیه؟

226
00:13:26,740 --> 00:13:30,350
‫اون همیشه هر مأموریتی که بهش محول شده
‫رو با موفقیت تموم کرده.

227
00:13:28,290 --> 00:13:30,350
‫مگه به اسم خاندانش قسم نخورد؟

228
00:13:30,350 --> 00:13:33,410
‫علاوه بر این، اون مدام به هم‌کلاسی‌هاش کمک می‌کنه
‫تا با هم رشد کنن،

229
00:13:30,350 --> 00:13:33,410
‫چطور می‌تونه همچین دروغ شاخداری بگه؟

230
00:13:33,410 --> 00:13:35,700
‫سزار نه به اسم خاندانش اهمیت میده،

231
00:13:33,410 --> 00:13:37,540
‫و انجمن شیردل رو رهبری کرده تا
‫یکی پس از دیگری معجزه خلق کنن.

232
00:13:35,700 --> 00:13:37,540
‫نه به خودِ خانواده‌ش.

233
00:13:37,540 --> 00:13:40,280
‫اگه می‌دونستم قراره ازش بخوای شهادت بده،

234
00:13:37,540 --> 00:13:41,710
‫اون الگوی همه‌ست
‫و قابل‌احترام‌ترین رقیبِ من.

235
00:13:40,280 --> 00:13:41,710
‫بهت میگفتم بیخیال شی.

236
00:13:41,710 --> 00:13:46,360
‫هر چیزی که گفتم بازتابِ نظرِ اجماعیِ
‫تمام دانشجوهای کالج کاسل بود.

237
00:13:44,630 --> 00:13:48,390
‫طبق معمول، رئیس
‫برگ برنده‌شو واسه آخر نگه داشته بود.

238
00:13:46,360 --> 00:13:49,530
‫این یه حقیقتِ انکارناپذیره.

239
00:13:51,330 --> 00:13:57,200
‫آقای اندرو، تمام اتهامات شما علیه چو زیهانگ
‫بدینوسیله رد میشه.

240
00:13:57,200 --> 00:13:59,740
‫دانشجویانی که اون رو بهتر از همه می‌شناسن

241
00:13:59,740 --> 00:14:04,030
‫شهادت دادن که اون تمایلاتی که تیم تحقیقاتی
‫ادعا می‌کنه رو نداره.

242
00:14:04,030 --> 00:14:08,910
‫بنابراین، به نظر میرسه این جلسه می‌تونه خاتمه پیدا کنه.

243
00:14:11,530 --> 00:14:13,110
‫چی شنیدم؟

244
00:14:13,110 --> 00:14:15,830
‫جناب آقای بلیر بیتنرِ محترم
‫همین الان گفت که...

245
00:14:17,840 --> 00:14:22,360
‫فکر کنم دیگه لازم نیست بقیه‌شو بگم.

246
00:14:24,960 --> 00:14:28,200
‫وای! بردیم! موفق شدیم!

247
00:14:37,520 --> 00:14:39,100
‫اوه نه! ای وای!

248
00:14:40,710 --> 00:14:42,580
‫اون سایته یه جایزه جدید گذاشته!

249
00:14:42,580 --> 00:14:45,870
‫یه اژدها به اسم «فنریر» قراره توی
‫پایتختِ «شین‌گو» بیدار بشه.

250
00:14:45,870 --> 00:14:48,320
‫اونا دارن شکارچی استخدام می‌کنن تا بکشنش،

251
00:14:48,320 --> 00:14:50,320
‫با یه جایزه ۱۰۰ میلیون دلاری!

252
00:14:53,010 --> 00:14:55,510
‫امپراطور هنوز بیدار نشده،

253
00:14:55,510 --> 00:14:59,300
‫اون‌وقت این یارو از الان به کل دنیا اعلامیه داده،

254
00:14:59,300 --> 00:15:01,210
‫و می‌پرسه کی حاضره بکشتش؟

255
00:15:01,210 --> 00:15:04,210
‫واقعاً کسی همچین پیامی رو
‫توی سایت گذاشته؟

256
00:15:04,210 --> 00:15:06,900
‫شکارچی‌ها از پسِ اون یارو برنمی‌ان.

257
00:15:06,900 --> 00:15:11,470
‫کسی که پست رو گذاشته احتمالاً انتظار داره
‫کالج کاسل این کار رو به عهده بگیره.

258
00:15:12,430 --> 00:15:13,430
‫حضار محترم.

259
00:15:16,190 --> 00:15:18,490
‫من می‌خوام خودمو در عمل ثابت کنم.

260
00:15:18,490 --> 00:15:22,640
‫توی این شرایط، کالج ناچاراً یه متخصص رو
‫به شین‌گو اعزام می‌کنه.

261
00:15:22,640 --> 00:15:25,570
‫من قبلاً یه مأموریت رو با لو مینگ‌فی
‫اونجا انجام دادم.

262
00:15:25,570 --> 00:15:28,740
‫این بار هم، درخواست دارم که
‫دوباره با اون برم.

263
00:15:29,360 --> 00:15:32,950
‫اقدامات من وفاداریم رو ثابت می‌کنه.

264
00:15:35,280 --> 00:15:38,080
‫مـ-من؟ چرا من؟

265
00:15:38,080 --> 00:15:41,710
‫چرا باید با این تیمِ دیوونه برم مأموریت؟ عمراً!

266
00:15:41,710 --> 00:15:45,840
‫به عنوان تنها رتبه G، فکر کردی
‫فارغ‌التحصیل شدن به همین راحتیه؟

267
00:15:50,020 --> 00:15:51,550
‫بازم تهدیدم می‌کنی...

268
00:15:52,120 --> 00:15:55,150
‫خب، اجازه هست ادامه بدم؟

269
00:15:55,150 --> 00:15:58,760
‫شما سه نفر که امروز اینجایید
‫نخبگان واقعی این کالج هستید.

270
00:15:58,760 --> 00:16:00,740
‫باعث افتخارمه که بهتون اطلاع بدم

271
00:16:00,740 --> 00:16:03,900
‫شما به عنوان متخصصین کارآموز
‫به شین‌گو اعزام می‌شید.

272
00:16:04,330 --> 00:16:09,400
‫اوه، همچین مأموریت خطرناکی...
‫فقط ما سه تا نیستیم، مگه نه؟

273
00:16:09,400 --> 00:16:11,850
‫اعلامیه بیداری امپراطور اژدها

274
00:16:11,850 --> 00:16:14,610
‫بزرگترین بحران در تاریخِ کالجه.

275
00:16:14,610 --> 00:16:16,720
‫دفتر اجرایی تمام نیروهاش رو بسیج کرده.

276
00:16:16,720 --> 00:16:19,360
‫دو تا تیم دانشجویی هم اعزام شدن،

277
00:16:19,360 --> 00:16:24,330
‫تیم دیگه شامل سزار گتوسو،
‫چن موتنگ (نونو) و شیا می هست.

278
00:16:24,330 --> 00:16:26,970
‫هان؟ صـ-صبر کن، رئیس!

279
00:16:26,970 --> 00:16:29,510
‫اون یکی تیم دو تا آس داره
‫و پادشاهِ دانشجوهای جدید،

280
00:16:29,510 --> 00:16:32,260
‫اون‌وقت تیم ما فقط یه کله‌خر داره
‫و دو تا پخمه؟

281
00:16:32,690 --> 00:16:34,540
‫تصمیم من نبود که سزار رو بفرستم،

282
00:16:34,540 --> 00:16:36,000
‫تصمیم هیئت مدیره بود.

283
00:16:36,000 --> 00:16:38,100
‫اصل و نسبِ چو زیهانگ هنوز جای سوال داره،

284
00:16:38,100 --> 00:16:40,480
‫واسه همین هیئت مدیره اصرار داشت
‫که یه تیم دیگه هم فرستاده بشه.

285
00:16:40,480 --> 00:16:43,980
‫سزار هم چن موتنگ و شیا می رو
‫به عنوان اعضای تیمش انتخاب کرد.

286
00:16:45,270 --> 00:16:47,860
‫پس، تجهیزاتِ خفنی هم برامون دارید؟

287
00:16:48,320 --> 00:16:49,200
‫داریم.

288
00:16:56,800 --> 00:17:01,620
‫«هفت گناه کبیره» شمشیرهایی هستن که یه شنگ
‫و ساکاتوکو آکی توی شهرِ برنزی پیدا کردن.

289
00:17:01,620 --> 00:17:05,650
‫درسته. هر شمشیری که اینجاست
‫از فلز احیا شده ساخته شده،

290
00:17:05,650 --> 00:17:07,620
‫با استحکام و سختیِ متفاوت.

291
00:17:07,620 --> 00:17:10,300
‫اونا منحصراً متعلق به کیمیاگرِ اعظم در بینِ چهار فرمانروا،

292
00:17:10,300 --> 00:17:12,090
‫یعنی امپراطورِ اژدهای برنز و آتش هستن.

293
00:17:12,400 --> 00:17:15,380
‫چرا امپراطور اژدها با این همه زحمت اونا رو ساخته؟

294
00:17:15,990 --> 00:17:16,800
‫برای...

295
00:17:19,300 --> 00:17:20,720
‫کشتنِ بقیه.

296
00:17:20,720 --> 00:17:24,240
‫ما گمان می‌کنیم نورتون از این هفت شمشیر
‫برای قضاوت و مجازات برادراش استفاده می‌کرده.

297
00:17:24,240 --> 00:17:26,640
‫اونا با نقاط ضعفِ هفت امپراطور مطابقت دارن.

298
00:17:26,640 --> 00:17:29,480
‫متنِ عبریِ باستانی که روی زبانه‌شون حک شده
‫این‌طوری ترجمه میشه:

299
00:17:30,070 --> 00:17:33,150
‫«خونِ امپراطورها با شمشیر به پایان خواهد رسید.»

300
00:17:36,240 --> 00:17:38,610
‫پس وقتی اون این ست شمشیر رو می‌ساخته،

301
00:17:38,610 --> 00:17:40,740
‫داشته روزشمارِ مرگ برادراش رو آماده می‌کرده؟

302
00:17:40,740 --> 00:17:43,910
‫بله. افسانه‌ها میگن بعد از اینکه
‫امپراطور سیاه، ملکه سفید رو بلعید،

303
00:17:44,600 --> 00:17:47,160
‫از شدت عذاب نعره کشید، و تا
‫اوجِ آسمان‌ها پرواز کرد،

304
00:17:47,160 --> 00:17:49,500
‫و بعد به عمیق‌ترین اعماق اقیانوس شیرجه زد.

305
00:17:49,920 --> 00:17:52,170
‫یخ‌های منجمد زمستانی رو در هم شکست،

306
00:17:52,170 --> 00:17:53,870
‫و این کار رو هفت بار تکرار کرد.

307
00:17:54,800 --> 00:17:57,820
‫این چیزا واقعاً می‌تونن یه امپراطور اژدها رو بکشن؟

308
00:17:57,820 --> 00:17:59,830
‫مخصوصاً اون شمشیر کوچیکه،

309
00:17:59,830 --> 00:18:01,300
‫می‌تونه فلس اژدها رو سوراخ کنه؟

310
00:18:01,680 --> 00:18:06,140
‫نه الان، چون اونا هنوز بیدار نشدن، اما...

311
00:18:14,790 --> 00:18:16,150
‫الان می‌تونن.

312
00:18:16,550 --> 00:18:19,610
‫بسیار خب. سعی کنید شمشیرها رو بیرون بکشید،

313
00:18:19,610 --> 00:18:21,230
‫اول از مینگ‌فی شروع می‌کنیم.

314
00:18:21,230 --> 00:18:22,370
‫باشه.

315
00:18:22,780 --> 00:18:25,180
‫اولی، لاکژریا (شهوت).

316
00:18:35,050 --> 00:18:37,720
‫مرحله اول پاس شد. بقیه رو امتحان کن.

317
00:18:38,530 --> 00:18:41,720
‫عمراً. بیرون کشیدن کوچیکه نزدیک بود دخلم رو بیاره.

318
00:18:41,720 --> 00:18:46,100
‫دوباره سعی کن. دومی، گولا (شکم‌پرستی)!

319
00:18:59,320 --> 00:19:01,200
‫فـ-فقط یه ذره تکون خورد.

320
00:19:01,200 --> 00:19:03,450
‫بعدی، اسیدیا (تنبلی).

321
00:19:15,640 --> 00:19:17,460
‫من واقعاً... دیگه نمی‌کشم.

322
00:19:17,840 --> 00:19:19,730
‫مثل اینکه یه کم سخته.

323
00:19:19,730 --> 00:19:20,720
‫نفر بعد،

324
00:19:20,720 --> 00:19:21,870
‫فینگر.

325
00:19:23,220 --> 00:19:29,350
‫داداشیا، آماده باشید تا شاهدِ قدرتی باشید
‫که ۹ ساله دارم پرورشش میدم!

326
00:19:32,520 --> 00:19:34,130
‫سه تا رو کشیدی بیرون!

327
00:19:34,130 --> 00:19:36,320
‫اصل و نسبِ چشمگیری داری، اما...

328
00:19:36,320 --> 00:19:37,920
‫روحیه‌ش خیلی ضعیفه.

329
00:19:37,920 --> 00:19:42,160
‫اینا... خیلی... سفته، بیرون نمیاد.

330
00:19:42,500 --> 00:19:44,740
‫در آخر، چو زیهانگ.

331
00:19:44,740 --> 00:19:45,530
‫بله.

332
00:20:15,760 --> 00:20:18,820
‫واو... تحسین‌برانگیزه.

333
00:20:18,820 --> 00:20:20,030
‫آواریتیا (طمع).

334
00:20:36,160 --> 00:20:39,380
‫من... پس زده شدم.

335
00:20:39,890 --> 00:20:41,270
‫امتحان تمومه.

336
00:20:41,270 --> 00:20:43,780
‫رئیس با کسایی که رد شدن صحبت می‌کنه.

337
00:20:43,780 --> 00:20:45,390
‫بقیه، دنبالم بیاید.

338
00:20:46,470 --> 00:20:49,010
‫بیا، با این باندپیچیش کن.

339
00:20:51,280 --> 00:20:52,100
‫ممنون.

340
00:20:54,060 --> 00:20:56,320
‫حتی فینگر هم تونست سومی رو بکشه بیرون،

341
00:20:56,320 --> 00:20:58,560
‫ولی تو رو پس زد. چرا؟

342
00:20:58,880 --> 00:21:01,670
‫اصل و نسب خونی من تا یک ماه دیگه
‫به خلوص اولیه‌ش برنمی‌گرده.

343
00:21:02,240 --> 00:21:05,870
‫و در واقعیت، خونِ من اون‌قدرها هم که
‫افسانه‌ها میگن عالی نیست.

344
00:21:06,730 --> 00:21:08,740
‫رئیس، شما قبلاً حدس زده بودید، نه؟

345
00:21:08,740 --> 00:21:09,690
‫بله.

346
00:21:10,640 --> 00:21:14,020
‫اکثرِ افرادِ کالج تو رو یه رتبه «A+» می‌دونن.

347
00:21:14,020 --> 00:21:15,590
‫ولی تو حقیقت رو می‌دونی.

348
00:21:15,590 --> 00:21:19,250
‫توانایی‌های خارق‌العاده تو به خاطرِ اینه
‫که در «خشم خون» استاد شدی.

349
00:21:19,820 --> 00:21:22,290
‫اون به اصطلاح «چشمان طلایی خاموش نشدنی»

350
00:21:22,290 --> 00:21:25,090
‫به خاطر اینه که کنترلِ اصل و نسب خونیت رو از دست دادی.

351
00:21:26,160 --> 00:21:29,890
‫می‌دونی که عمرت زیاد طولانی نخواهد بود، درسته؟

352
00:21:30,170 --> 00:21:30,940
‫بله.

353
00:21:32,090 --> 00:21:34,900
‫زمانی که فهمیدم، دیگه خیلی دیر شده بود.

354
00:21:36,190 --> 00:21:38,220
‫مهارتِ خشم خون مثل یه پرتگاهه.

355
00:21:39,450 --> 00:21:41,480
‫از روزی که شروع به استفاده ازش کردم،

356
00:21:42,550 --> 00:21:43,760
‫سقوطم شروع شد.

357
00:21:47,230 --> 00:21:52,220
‫ما... از قبل در مورد حادثه‌ای که شش سال پیش
‫برای پدرت افتاد خبر داریم.

358
00:21:52,890 --> 00:21:55,370
‫تا به امروز، یه راز باقی مونده.

359
00:21:55,370 --> 00:21:57,780
‫اما اگه می‌خوای حقیقتِ گذشته‌ت رو بفهمی،

360
00:21:57,780 --> 00:21:58,920
‫باید زنده بمونی.

361
00:21:59,210 --> 00:22:00,070
‫متوجهم.

362
00:22:01,160 --> 00:22:02,250
‫همه دلشون می‌خواد زنده بمونن.

363
00:22:02,250 --> 00:22:05,840
‫یه چیزی هست که می‌خوام راجع به خشم خون بهت بگم،

364
00:22:05,840 --> 00:22:08,590
‫چون تو واقعاً همه اطلاعات رو نداری.

